1

تو

حس آن هديه ي الهي هستي

وقتي كه نفس نفس هاي  جواني ام

بر خط ِ تيز ِ چاقويي

تهديدي سرخ

مي شود

 

 

2

 

تو

تنها وسوسه ي خواب آلودگي هستي

و قيلوله هاي نيمروزي را

همچون هُرم داغ بوسه

عطشناك مي كني

 

 

3

 

تو

آخر واژه هامي

ابتداي ترانه ها

فقط تو رو كم ميارم

نبض عزل امشب بيا