قبل رفتن دو سه خط فحش بده داد بکش
زندگی یک چمدان است که می آوریش
بارو بندیل سبک می کنی و می بَریش
خودکشی مرگ قشنگیست که بدان دل بستم
دست کم هر ۲ ، ۳ شب سیر به فکرش هستم
گاه و بی گاه پر از پنجره های خطرم
به سرم می زند این مرتبه حتماً بپرم
چمدان دست تو و ترس به چشمان من است
این غم انگیزترین حالت غمگین شدن است
بی تو من با بدن لخت خیابان چه کنم؟
با غم انگیزترین حالت تهران چه کنم؟
مثل سیگار خطرناکترین دودم باش
شعله آغوش کنم حضرت نمرودم باش
چای داغی که دلم بود به دستت دادم
آنقدر سرد شدم از دهنت افتادم
می پرم دلهره کافیست خدایا تو ببخش
خودکشی دست خودم نیست خدایا تو ببخش
ترانه ی تقریبا خوبی که علیرضا آذر گفته با آهنگسازی ِ امیر عظیمی حرام شده است حرااااام
نمیدونم چرا موزیکهای پاپ این روزها هیچ رقمه به گوش دل من نمیشینه ...جریان چیه ؟دارم رو به اضمحلال میروم آیا ؟یا موزیک پاپ رو به همان اضمحلال میرود آیا؟
چه خبر است آیا؟