برگشتم

 

بیست و هفتم شهریور هزارو سیصد و نود و پنج

برگشتم خونه ی پدری

حس شش سالگی ام را دارم ، همون روز که بابا یه بسته ماژیک خرید برام که روش عکس پروفسور بالتازار رو داشت ، حس میکنم اینجاست ، دستهای بزرگ و لبخند ردیفش رو میبینم 

برمیگردم

دارم اثاث میکشم 

کشیدم ،برمیگردم