سیگارهای اینکه نه هرگز بدون تو
سيگار را به عشق تو كبريت مي كشم
سيگارهاي لحظه ي چشم انتظاريت
سيگارهاي بعد در آْغوش ديدنت
سيگارهاي شعله ور از تو به يك طرف
سيگارهاي لحظه ي تاريك رفتنت
سيگارهاي خاطره ي روز آمدن
سيگارهاي خاطره ي جنگ تن به تن
سيگارهاي شعله ور از من به سمت من
سيگارهاي خاطره ي تلخ رفتنت
سيگارهاي لحظه ي با تو گريستن
سيگارهاي لحظه ي بي تو گريستن
سيگارهاي لحظه ي در تو گريستن
سيگارهاي گريه ي رفتن گرفتنت
سيگار را به عشق تو كبريت مي كشم
اين شعر را به عشق تو كبريت مي كشم
من خويش را به عشق تو كبريت مي كشم
در لحظه هاي مثل شعري سرودنت
اين غزل مرتضي حاج رستم بيگلو را دوست دارم اولين بار كه اين غزل رو خوندم مست شدم گريه كردم ناب شدم و تو اين غزل حل شدم از اون غزلهايي بود كه دلم مي خواست من مي گفتم از اون غزلهايي كه پراز لحظات نابه سيگار را به عشق تو كبريت مي كشم من خويش را به عشق تو كبريت مي كشم ....