سهم نسل من و تو باد هوا شد
باجگيران به تفتيش كوهپايه آمده اند و گله هاي ستاره به خط شده اند در ميدان تير كه سنگر ياران را به ستونهاي نور مراقب مانده اند .... ترانه را به سياه چال انداخته اند با دستبند خرافات مبادا خطوط نيزه وار قامتش طلسم خواب خلايق را هزار بار از اين پيشتر شكسته باشد ... آنگونه كه سنگريزه اي واقعيت آبي آب را اصرار مي كند
از تصوير تو نيز مي هراسند عزيز
گيرم كه دست نوشته هاي قبيله ي ما را حريق ندانستن بلعيده باشد با سرود پيشمرگان پاي گاهواره چه خواهيد كرد؟ ... تيمور نيز لنگ لنگان فرمان مي راند برستون جمجمه ها در باد اما هنوز كوهپايه هاي تو پيداست هنوز بيستون برجاست
عزيز مي گويد :
هرچينگيزي را پاييزي ست و هر تيمور را گوري
