از دیروز یه فکر مثه خوره افتاده تو سرم .

دلم می خواد روحم رو از تنم جدا کنم و بندازم رو بند رخت ، تاب بخوره


تصمیم گرفته بودم برم یه شاهنامه ی خطی بخرم ... از این شاهنامه هایی که به خط کامپیوتری هست خوشم نمیاد ... اصلا باید حافظ و خیام و فردوسی رو به خط خوش نستعلیق خوند ، یه صفای دیگه ای داره ...هفته ی پیش رفتم انتشارات یساولی تو خیابون کریم خان ، پشت شیشه یه شاهنامه ی خیلی دلبرانه دیدم ، یه نگاه به قیمتش انداختم ، گفتم 75 هزار تومان .. قیمتش خیلی مناسبه ، خیلی هم شکیله ... بعد دیدم انگاری صفرهاش بیشتره .. صفرهاشو شمردم گفتم یعنی هفت میلیون و پانصد هزارتومان ؟ اووووووووو چه خبره .. فکر نمی کنم .. اگه این قیمت بود که باید می رفت تو موزه ... به جای اینکه صفرهای ریزش رو بشمرم گفتم آقا این چند ؟ گفت 750 هزار تومان .... ای ول ، به خط خود فردوسیه ؟ گفتم میشه ببینمش ؟ گفت ببخشید جسارت نباشه قصد خرید دارید ؟ گفتم بله قصدش رو دارم ولی پولش رو ندارم ... یارو یه خنده ای کرد و گفت در آوردن این کتاب از تو ویترین یه کم سخته ، به خاطر همین ... گفتم راستش می خوام ببینم شاهنامه ی 750 هزارتومنی چه شکلیه ... می خوام ببینم تذهیبش کار کیه ؟ خطش مال کیه ؟ صفحه آراییش چجوریه ؟ ... یارو یه ذره من من کرد ولی همکارش گفت اشکال نداره براشون بیار ... لازم نیست بگم چه حالی شدم وقتی بازش کردم .. همچین دل و دین و عقل و هوشم همه را به باد دادم .... بعد یه چند تا شاهنامه ی دیگه آورد که البته اونا هم خیلی خوب بود ... نگارگری های استاد فرشچیان هم لابه لای کتاب بود ولی خب در مقایسه با اون شاهنامه ای که اول دیدم اصلا به حساب نمیومد ... هرکاری کردم که یکی از اون شاهنامه ها رو بردارم دلم راضی نشد به خاطر همین بی خیال شدم و گفتم مخ مامان خانم رو می زنم و همین شاهنامه ی دلبرانه رو می گیرم ... به مامان خانم گفتم : نانی یه چیزی دیدم .... نذاشت جمله م تموم شه گفت تو دوباره چی هوس کردی ؟ گفتم هیچی بابا یه شاهنامه ی خطی دیدم معرکه بود ... گفت چند ؟ گفتم مفت 750 هزار تومان .... مامان خانم گفت : خوبه معنی مفت هم فهمیدیم ، به جای اینکه شاهنامه بگیری برو پالتو بخر پس فردا زمستونه .... گفتم حالا کو تا زمستون ، فکر هم نمی کنم زمستون امسال خیلی هم سرد بشه ، تازه میدونی که من عاشق اورکتم هستم .... گفت آره ، البته بعد از دیدن شاهنامه ....

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

داشتم فکر می کردم ای کاش یکی نذر می کرد که اگه حاجتش برآورده شه یه شاهنامه ی نفیس ( فقط همونی که من دیدم ) برام بخره ... ولی فکر نمی کنم با نذر شاهنامه هیچ حاجتی برآورده بشه .... فکر کنم باید یه ذره قربون صدقه ی مامان خانم برم ، اینجوری زودتر به نتیجه می رسم .