تبليغاتX
نوشتن در تب 45 درجه
 

 

هميشه به يه تلنگر وصليم ... فكر مي كنيم كوهيم ..

اين آهنگ رو هميشه گوش ميدادم ولي انگار همون تلنگر رو مي خواستم تا اين آهنگ تو رگهام جاري شه و بره تو بند بند ِ و جودم

تنهاي بي سنگ صبور خونه ي سردو سوت وكور

توي شبات ستاره نيست موندي و راه چاره نيست

اگر چه  هيچ كس نيومد سري به تنهاييت نزد

اما تو كوه درد باش طاقت بيارو .......

رفيق من !!!! ناله نكردم ، فقط كشف كردم ، تو يك لحظه ، يك آن ، درست لحظه اي كه اومدم تو اتاقم و كوله پشتيمو گذاشتم زمين ، بعد از يه روز خيلي شاد ... اتاقي كه يه روز امن ترين نقطه ي دنيا بود برام ....

 

 

+ <- شیداب

 

 

زبون نفهم !!! كمي زبون بفهم

 

تا حالا شده وسط يه حالت طبيعي دلت يه چيز غير طبيعي بخواد ؟.. مثلن وسط يه پارتي و آهنگهاي دمبل و ديمبل و مي خونيم شاد ، مي زنيم شاد ،  يهو دلت بخواد به صداي فرهاد گوش بده كه ميگه : اي كاش مي شد آدمي وطنش را همچون بنفشه ها با خود ببرد هركجا كه خواست ....ديشب ساعت دو ونيم نصف شب رو موزاييك هاي تبدار بهار خواب دراز كشيده بودم و به اون ستاره نگاه مي كردم كه يهو بي مقدمه دلم گفت برف مي خوام !!!!!

جاننننننننننننم ؟؟؟؟؟

برف مي خوام !!!!

 

رو موزاييك ها غلتي زدم و گفتم حالا برف از كجا بيارم برات ؟ نميشه به يه بارون رضايت بدي ؟ گفت حالا گيرم من به بارون رضايت دادم كو بارون ؟ رفتم دوش آب سرد گرفتم و دوباره رو موزاييك هاي تبدار كه داشتن حسابي خنك مي شدن دراز كشيدم .. ستاره روشنه يه چشمكي زد ،به دلم گفتم حالا حالت بهتره ؟ ديگه چيزي ميل نداري ؟ گفت اااااي بدك نيستم فقط يه كم برف مي خوام !!!!!!

 

+ <- شیداب